، جواد برزگری2
، منصور ظهیری3
، نسرین مرادی*4
مقدمه: برنامه پزشک خانواده شهری در ایران با هدف تقویت سطح اول مراقبتها و کاهش مراجعات غیرضروری طراحی شده است، اما اجرای آن در شهرهای کوچکی مانند ارسنجان (استان فارس) با چالشهای چندبعدی همراه است. این مطالعه به شناسایی موانع اجرای این برنامه از دیدگاه ارائهدهندگان خط مقدم خدمات سلامت پرداخت.
روشکار: پژوهش کیفی حاضر با رویکرد تحلیل مضمونمحور در سال 1403–1404 در شهر ارسنجان انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 9 نفر از پزشکان خانواده و مراقبان سلامت (با سابقه حداقل دو سال فعالیت) جمعآوری و تا رسیدن به اشباع نظری تحلیل گردید. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 10 و بر اساس روش براون و کلارک[1] و با همکاری دو محقق مستقل انجام شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به شناسایی پنج درونمایه اصلی شد: (1) موانع آموزش بهروز، از جمله کمبود آموزشهای کاربردی و هدفمند؛ (2) موانع زیرساختی، از جمله ناسازگاری سامانههای اطلاعاتی و فضای فیزیکی نامناسب؛ (3) موانع مالی، از قبیل تأخیر در پرداختها، کسورات غیرشفاف و نابرابری حقوقی بین بخشهای دولتی و خصوصی؛ (4) موانع سیاستگذاریهای جمعیتی، از جمله تخصیص 3500 نفر جمعیت به هر واحد خدماتی و فقدان قوانین حمایتی مانند مرخصی زایمان برای پزشکان خانم در بخش خصوصی؛ و (5) موانع نیروی انسانی، شامل کمبود نیروی متخصص، انگیزش پایین و تقسیم نامناسب وظایف.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که اجرای مؤثر برنامه پزشک خانواده شهری در ارسنجان مستلزم اصلاحات نظام مند در حوزههای آموزشی، مالی، زیرساختی، برنامهریزی نیروی انسانی و سیاستگذاریهای جمعیتی است. بدون توجه به این ابعاد چندوجهی، برنامه در خطر تبدیلشدن به یک اجرای ظاهری بدون تأثیر واقعی قرار دارد.
- Braun & Clarke
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |