۱۵ نتیجه برای رضایی
مهدی قربانیان، دکتر مهدی رزاقیابیانه، دکتر عبدالامیر علامه، دکتر معصومه شمسقهفرخی، دکتر غلامرضا بابایی، دکتر محمدباقر رضایی،
دوره ۸، شماره ۳ - ( پائيز ۱۳۸۴ )
چکیده
مقدمه: آفلاتوکسین ها متابولیت های ثانویه سمی قارچی هستند که توسط سویه های مولد سم برخی از گونه های قارچ آسپرژیلوس بر روی مواد غذایی انسان و دام تولید می شوند. بدلیل خواص جهش زایی و سرطان زایی، این سموم از جمله عوامل مخاطره آمیز بهداشت عمومی در انسان و دام محسوب می گردند. مقابله با تولید آفلاتوکسین توسط قارچ های مولد و یا حذف آنها از مواد غذایی، توجه محققین زیادی را طی سال های گذشته بخود معطوف داشته است. گیاه چریش (نیم، آزادیراکتا ایندیکا) بعنوان یکی از عوامل مهار کننده تولید آفلاتوکسین توسط قارچ های مولد شناخته شده است. در تحقیق حاضر تأثیر پارامتر زمان بر رشد قارچ آسپرژیلوس پارازیتیکوس و تولید آفلاتوکسین توسط آن در حضور غلظت های مختلف عصاره آبی برگ چریش بررسی گردید.
روش کار: قارچ مولد سم (آسپرژیلوس پارازیتیکوس NRRL ۲۹۹۹ ) در محیط سوکروز فقیر از املاح (SLS) در حضور غلظت های مختلف عصاره آبی برگ گیاه چریش (۲/۰، ۸/۰، ۱۲/۳، ۵/۱۲ و ۵۰ درصد حجمی/ حجمی) در دوره های زمانی مختلف ۲، ۴، ۶، ۸، ۱۰ و ۱۲ روز در دمای ۲۸ درجه سانتیگراد و شرایط متحرک ۱۲۰ دور در دقیقه کشت داده شد. سپس وزن خشک میسلیومی تعیین گردید و محتوای آفلاتوکسین (AFB۱)B۱ میسلیومی و ترشحی با روش کروماتوگرافی لایه نازک (TLC) اندازه گیری شد.
نتایج: عصاره آبی برگ چریش فاقد هر گونه تاثیر معنی دار بر رشد آسپرژیلوس پارازیتیکوس بود. تولید آفلاتوکسین در نمونه های کنترل (بدون مجاورت با عصاره) در روز ۸ به حداکثر رسید و سپس تا روز ۱۲ در حد ثابت باقی ماند. مهار بیوسنتز آفلاتوکسین در مجاورت چریش از نوع وابسته به زمان و دوز بود. در نمونه های مجاور شده با عصاره، در فاصله زمانی ۲ روز تغییری در تولید آفلاتوکسین نسبت به کنترل مشاهده نشد. غلظت ۵/ ۱۲ و ۵۰ درصد عصاره در روز۴ و روزهای ۶ تا ۱۲، منجر به کاهش تولید آفلاتوکسین شد که این کاهش در سطح P<۰,۰۵ با نمونه کنترل اختلاف معنی دار داشت.
نتیجهگیری: نتایج بدست آمده در تحقیق حاضر نشان می دهد که عصاره آبی برگ گیاه چریش بصورت وابسته به زمان، بدون هر گونه تاثیر معنی دار بر رشد قارچ، موجب مهار سنتز آفلاتوکسین می گردد. به نظر می رسد تأثیر مهاری عصاره بر تولید سم در مراحل اولیه مسیر بیوسنتز آفلاتوکسین یعنی زمانی که ژن های مسوول بیوسنتز سم حداکثر فعالیت خود را در داخل سلول های قارچ دارند، رخ می دهد.
دکتر محمدرضا ظفرقندی، دکتر سیداحمد رضایی،
دوره ۸، شماره ۳ - ( پائيز ۱۳۸۴ )
چکیده
مقدمه: اهمیت رضایت بیمار از خدمات دریافتی یکی از ارکان سیستم های ارتقا ی کیفیت می باشد یکی از خدمات ارائه شده به بیمار پذیرش و جنبه های مختلف آن میباشد. چنانچه رضایت بیمار از نحوه پذیرش مورد توجه قرار گیرد دیگر فرآیندهای ارا ی ه خدمت در حین بستری را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد. رضایت از پذیرش بیمار جنبه های مختلفی شامل نحوه برخورد پرسنل با بیمار، میزان زمان انتظار برای بستری، برخورد پزشک و پرسنل درمانی بیمار ، بحث مالی پذیرش و بستری شدن بدون مشکل در بخش می باشد . در این مطالعه بر آن شدیم تا این جنبه ها را در بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد بررسی قرار دهیم .
روش کار: روش انجام کار مصاحبه با بیماران در حال ترخیص بود که نظرات آنها در این موارد به پرسشنامه منتقل می گشت . بیماران بستری در این بیمارستان ها بر حسب روال ایجاد شده در طی ۲ ماه مورد مصاحبه قرار گرفتند و از مجموع ۱۳۷۸ بیمار مرخص شده جنبه های مختلف رضایت از پذیرش بررسی و اطلاعات جمع آوری شده در دو بخش آمار و شاخص های توصیفی و آمار استنباطی با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بیماران براساس میزان رضایت کلی در سه گروه راضی، تا حدودی راضی و ناراضی طبقه بندی می شوند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ۶/۶۶ در صد از بیماران برای بستری انتظاری نداشته اند در حالیکه ۸/۲۶% از آنها زمان انتظاری را متحمل شده اند که از آن راضی نبوده اند برای ۳/۵۶% از بیماران زمان ورود به فوریت پزشکی تا بخش مربوطه طولانی نبوده است در حالیکه ۷/۱۱% این زمان را طولانی دانسته اند. ۴/۸۲ درصد (۱۱۳۵ نفر) از بیماران از برخورد خوب کارکنان پذیرش رضایت داشته اند و ۷/۴ درصد (۶۵ نفر) آنها از این مورد ناراضی اند . ۳/۹۱% از بیماران پس از طی مرحله پذیرش بخش را به راحتی پیدا کرده اند و۵/۸۰% از بیماران اظهار داشته اند که چنانچه لازم باشد دوباره به همان مرکز درمانی مراجعه می نمایند. در حالیکه۶/۱۳% آنها چنین تمایلی نداشته اند. ضم ناً ۷/۷۸% از بیماران مرکز مربوطه را برای درمان یکی از بستگان یا دوستان معرفی می نمایند در حالیکه ۱/۱۴% آنها چنین سفارشی نخواهد نمود. الگوی رضایت کلی از فرآیند پذیرش بیمار شامل ۷۶% راضی، ۶/۱۴% تا حدودی راضی و ۴/۹% ناراضی بوده است.
در بررسی عوامل مؤثر بر الگوی رضایت از فرآیند پذیرش ارتباط معنی داری بین رضایت از پذیرش بابیمارستان مربوطه (۰۰۷/۰ = P ) سطح سواد بیمار یا همراه او ( ۰۰۴/۰ = P ) طول مدت بستری ( ۰۱۱/۰ = P ) و داشتن بیمه ( ۰۴۶/۰ = P ) حاصل شده است. در حالیکه این رضایت با سن بیمار و وضعت تأهل از لحاظ آماری بی ارتباط بوده است.
نتیجهگیری: در این مطالعه مشخص شد که میزان رضامندی بعضی از بیمارستان ها از بعضی دیگر بیشتر می باشد . به این ترتیب میتوان میزان رضایت را بوسیله الگوگیری از بیمارستانهای با رضایت بالاتر افزایش داد. دیگر روندهای پذیرش شامل: کاهش مدت انتظار برای بستری و بالابردن سطح بیمه در سطح بیماران نیز باید بهبود یابد.
سعید سپهریسرشت، دکتر شهین نجارپیرایه، دکتر مرتضی ستاری، دکتر محمد آهنگرزادهرضایی،
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۶ )
چکیده
مقدمه: سودوموناس آئروژینوزا، مهمترین باکتری بیماریزایی است که در بیماران دچار سوختگی و بستری در بیمارستان، عفونت ایجاد میکند. وجود سویههای تولیدکننده بتالاکتاماز که نسبت به اکثر داروهای بتالاکتام مقاوم هستند مشکلات جدی در درمان این بیماران بوجود میآورد. هدف این بررسی، ارزیابی تولید پلاسمیدی بتالاکتاماز در سویههای سودوموناس آئروژینوزا است.
روش کـار: ۸۰ ایزوله از سودوموناس آئروژینوزا از بیماران بستری در بیمارستان سوختگی مطهری جدا گردید. تولید بتالاکتاماز با آزمون یدومتری صورت گرفت و پلاسمید با روش لیز قلیایی از باکتری استخراج شد. از الکتروپوریشن برای ترانسفورم کردن باکتری اشرشیا کلی DH۵α با پلاسمیدهای استخراج شده از سودوموناس آئروژینوزا استفاده گردید.
یافتهها: تولید بتالاکتاماز توسط همه سویههای سودوموناس آئروژینوزا (۱۰۰%) مثبت بود. اغلب سویهها (۵/۹۷%) دارای یک تا سه باند پلاسمیدی بر روی ژل آگاروز بودند. تنها پلاسمید بزرگ باکتری با روش الکتروپوریشن به اشرشیاکلی DH۵α منتقل گردید. آزمایش یدومتری همه سویههای ترانسفورم شده اشرشیاکلی DH۵α مثبت بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سویههای تولید کننده بتالاکتاماز سودوموناس آئروژینوزا در بیمارستان سوختگی مطهری غالب هستند و در این سویهها تولید بتالاکتاماز با واسطه پلاسمید صورت میگیرد. بنابراین احتمال دارد این پلاسمیدها مقاومت را به سایر سویههای سودوموناس آئروژینوزا و یا به گونههای باکتریهای دیگر منتقل نمایند.
دکتر فاطمه رنگرز جدی، دکتر مریم رنگرز جدی، مهندس محمدرضا رضاییمفرد،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: ترخیص با رضایت شخصی ، ترک بیمارستان علیرغم توصیههای پزشکی میباشد که به افزایش بیماری و خطر بستری مجدد بیماران منجر میگردد. این پژوهش به بررسی دلایل بیماران برای ترخیص با رضایت شخصی در بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی کاشان میپردازد.
روش کـار: پژوهشی توصیفی- کاربردی در نیمه اول سال ۱۳۸۷ انجام شد. حجم نمونه ۸۶۵ نفر به دست آمد و نمونهها به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه تلفنی و پرسشنامه محقق ساخته شامل دلایل مربوط به بیمار، کادر بیمارستان و وضعیت بیمارستان و متغیرهای زمینهای گردآوری گردید. روائی پرسشنامه با روائی محتوا و صوری، و پایائی آن با روش split- half (۷۸/۰= r ) سنجش شد. دادهها با آمار توصیفی تحلیل گردید.
یافتهها: از ۸۶۵ نفر، ۸۲۹ بیمار(۸۴/۹۵%) به پرسشها پاسخ دادند که ۵/۴۴% مونث بودند. دلیل ترک بیمارستان با رضایت شخصی ۵۰۶ نفر (۰۴/۶۱%) مسایل مرتبط با خود بیمار، ۲۰۷ نفر (۹۶/۲۴%) کادر بیمارستان و ۱۱۶ نفر (۹۹/۱۳%) وضعیت بیمارستان بود. اختلاف معناداری در جنسیت بیمارانی که به علت مشکلات کادر بیمارستان رضایت شخصی داده بودند مشاهده شد (۰۳/۰ > p ). بخش اورژانس با ۲۵۱ نفر (۲۸/۳۰%) بیشترین ترخیص با رضایت شخصی را داشت. در کل میزان ترخیص با رضایت شخصی۳/۱۰% با فاصله اطمینان ۷۵/۱۰ -۹/۹ درصد در سطح ۹۵% بود.
نتیجهگیری: میزان ترخیص با رضایت شخصی نسبت به سایر کشورها بالا میباشد که دلیل عمده آن مسایل مربوط به بیماران است. استقرار مددکاران بالینی، افزایش آگاهی بیماران از عوارض احتمالی، طرحریزی برنامه درمانی سرپایی برای این بیماران، ایجاد فضای مناسب برای استراحت بیماران، طراحی فضای سبز وایجاد محیطی خوشایند پیشنهاد میگردد.
سروش بخشی، وحید نجاتی، سارا رضایی، عیسی حکمتی،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی میزان شیوع اختلال نقص توجه/ بیشفعالی در بین دانشآموزان سال سوم ابتدایی شهرستان رشت در سال تحصیلی ۸۷ -۱۳۸۶ انجام گرفت.
روش کـار: در این مطالعه توصیفی، ۲۰۰ دانشآموز از بین مدارس ابتدایی شهر رشت به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند و پس از تکمیل فرم معلم و والدین پرسشنامه کانرز توسط معلمها و والدین شرکتکنندگان، دادههای به دست آمده با بهرهگیری از آزمون خیدو تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: به دلیل عدم همکاری برخی از والدین در فرآیند پژوهش، پرسشنامههای ۱۹ نفر از شرکتکنندگان طی فرآیند پژوهش از پژوهش کنار گذاشته شدند و سپس دادهها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که طبق گزارش معلمها، ۲۶ نفر (۴/۱۴%) و طبق گزارش والدین، ۳۲ نفر (۶۷/۱۷%) و برحسب گزارش هر دو، ۱۴ نفر (۷/۷%) به اختلال نقص توجه/ بیشفعالی مبتلا هستند. همچنین نتایج به دست آمده نشان داد که از نظر معلمها، والدین و هردو آنها، تفاوت معناداری
(در سطح ۰۵/۰> p ) بین پسران و دختران از نظر ابتلا به این اختلال وجود ندارد.
نتیجهگیری: میزان شیوع گزارش شده توسط والدین، معلمها و هر دو در مقایسه با مطالعات پیشین نسبتاً بالا میباشد که دلیل احتمالی آن انتخاب نمونه از پایه تحصیلی سوم میباشد.
علی کشتکاران، ناهید حاتم، ریتا رضایی، منصوره لطفی،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: مدیران موفق قادرند برای بهبود عملکردشان، مهارتهای بین فردی قوی را با دانش تخصصی ترکیب کنند. هوش هیجانی نه تنها مبنایی برای توسعه بیشتر این مهارتهاست، بلکه توانایی بکارگیری هیجانها، در کارآیی اعضای گروه و رفع تعارض نیز نقش مهمی ایفا میکند. هدف از انجام این مطالعه ، بررسی رابطه هوش هیجانی با راهبردهای مدیریت تعارض در مدیران آموزشی و پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود.
روش کـار: این یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که بر روی ۸۱ نفر از مدیران آموزشی و پژوهشی دانشکدهها و مراکز تحقیقاتی انجام پذیرفت. نمونهگیری به صورت تصادفی انجام شد . اطلاعات لازم از طریق پرسشنامههای مشخصات فردی، مدیریت تعارض رابینز و هوش هیجانی شرینگ جمعآوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS استفاده شد. برای تحلیل آماری از آزمونهای تی مستقل؛ مجذور کای و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره هوش هیجانی ۰۱/۱۱۵ بود. ۶۲/۵۰% مدیران از راهبرد عدم مقابله، و فقط ۴۷/۲% مدیران از راهبرد راه حلگرایی استفاده مینمودند. مدیران آموزشی (۶۰/۸۷%) و مدیران مرد (۶۰/۵۹%)، بیشتر از راهبرد عدم مقابله و مدیران پژوهشی (۸۶/۶۲%) و مدیران زن (۵/۳۴%) بیشتر از راهبرد کنترل استفاده مینمودند. بین هوش هیجانی با راهبردهای مدیریت تعارض رابطه آماری معناداری مشاهده نشد. در مدیران آموزشی، بین راهبرد کنترل و سابقه مدیریت رابطه آماری معنادار منفی مشاهده گردید. در مدیران مرد، بین هوش هیجانی و راهبردهای عدم مقابله و راهحلگرایی رابطه آماری معنادار منفی وجود داشت.
نتیجهگیری: هوش هیجانی عاملی مهم در شناسایی و هدایت تعارضهاست. بنابراین ضروری است در انتخاب و بهبود عملکرد مدیران سطوح عالی، هوش هیجانی مورد توجه قرار گیرد و با آموزش مداوم مدیران در زمینه راهبردهای مدیریت تعارض، راه برای شناخت و برخورد به موقع و صحیح تعارض هموار گردد.
ستار رضایی، علی اکبریساری، محمد عرب،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( پاييز ۱۳۹۲ )
چکیده
دریافت: ۷/۳/۹۱ پذیرش: ۷/۵/۹۲
مقدمه: حوادث جادهای یکی از عوامل مهم تهدید کننده سلامت انسانها در ایران است. هدف این مطالعه برآورد هزینههای خدمات سلامت ناشی از تصادفات جادهای ایران در سال ۱۳۸۸ بود.
روش کار: هزینههای محاسبه شده در این مطالعه شامل هزینههای پیش بیمارستانی، هزینههای بیمارستانی و هزینههای فیزیوتراپی و نوتوانی بود. دادههای مورد نیاز برای این مطالعه از پایگاه اطلاعاتی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان پزشکی قانونی کشور استخراج گردید. همچنین برای تعیین متوسط هزینه هر مصدوم، ۴۰۰ پرونده از دو مرکز ترومای بزرگ مورد بررسی قرار گرفت. هزینههای فیزیوتراپی نیز بر اساس تعرفه این خدمات برآورد شد.
یافتهها: مجموع هزینههای خدمات سلامت ناشی از تصادفات جادهای ایران در سال ۱۳۸۸ حدود ۲۹۵۲ میلیارد ریال برآورد شد که ۸۷% آن مربوط به هزینههای بیمارستانی، ۱۲% پیش بیمارستانی و حدود ۱% آن مربوط به خدمات توانبخشی میباشد.
نتیجهگیری: همه ساله حجم بالایی از منابع جامعه و نظام سلامت، صرف انتقال و درمان مصدومان تصادفات جادهای میشود. گسترش نظام اورژانس و انتقال صحیح مصدومان میتواند تا حد زیادی این هزینهها را کاهش دهد.
ستار رضایی، بهزاد کرمی متین، علی اکبری ساری،
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۴ )
چکیده
دریافت: ۲۹/۱/۹۴ پذیرش: ۶/۴/۹۴
مقدمه: توزیع یکسان و برابر نیروی انسانی بخش سلامت یک مسأله و نگرانی همیشگی سیاستگذاران سلامت میباشد. هدف از این مطالعه بررسی روند نابرابری در توزیع منابع انسانی بخش دولتی سلامت در کشور ایران میباشد.
روش کـار: مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی است. جامعه مورد مطالعه نیروی انسانی دولتی شاغل در بخش سلامت در ۳۰ استان کشور ایران برای سه نقطه زمانی ۱۳۸۰، ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ میباشد. دادههای مورد نیاز شامل تعداد پزشک متخصص، پزشک عمومی، پیراپزشک، دندانپزشک و داروساز به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعیت در هر استان، از مرکز آمار ایران و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمعآوری شد. برای ارزیابی وضعیت توزیع نیروی انسانی از شاخصهای ضریب جینی، عدم تشابه و گسورث استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار DASPو STATA نسخه ۱۲ صورت گرفت.
یافتهها: بیشترین مقدار ضریب جینی در سال ۱۳۸۰ مربوط به دندانپزشک (۲۵/۰)، در سال ۱۳۸۵ مربوط به داروساز (۳۲/۰) و در سال ۱۳۹۰ مربوط به دندانپزشک (۲۷/۰) بود. نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین مقدار شاخص عدم تشابه و گسورث در سال۱۳۸۰ به ترتیب مربوط به دندانپزشک (۵/۱۷%) و داروساز (۵/۵)، در سال ۱۳۸۵ به ترتیب داروساز (۲۰%) و دندانپزشک (۳۴/۲) و در سال ۱۳۹۰ به ترتیب مربوط به پزشک متخصص (۲۵%) و پزشک متخصص (۲۲/۰) بود.
نتیجهگیری: بیشترین نابرابری در توزیع منابع انسانی بر اساس سه شاخص مورد استفاده مربوط به پزشک متخصص، دندانپزشک و داروساز میباشد. بنابراین پیشنهاد میشود در تخصیص و توزیع منابع انسانی اولویت اصلی به این نیروهای انسانی داده شود.
گلواژگان: نابرابری، منابع انسانی، ضریب جینی، شاخص گسورث، شاخص عدم تشابه
دنیا رضایی، مهدیه رئیسزاده، سیدابوالفضل مصطفوی،
دوره ۱۹، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۵ )
چکیده
دریافت: ۱۸/۷/۹۵ پذیرش: ۲۳/۱۰/۹۵
چکیده
مقدمه: از آنجا که داروسازان و پزشکان دو رکن اصلی زنجیره درمان را تشکیل میدهند و میتوانند در مصرف منطقی دارو نقش مهم مدیریتی و آموزشی ویژهای داشته باشند، هدف از این تحقیق، مطالعه تطبیقی دیدگاه پزشکان و داوسازان بخشهای دولتی و خصوصی در خصوص تجویز و مصرف غیرمنطقی دارو در شهرستان اصفهان بود.
روش کار: پژوهش حاضر کاربردی از نوع توصیفی- مقطعی بود. ۳۵۱ پزشک و ۲۶۹ داروساز شهرستان اصفهان به صورت نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه خودساخته مشتمل بر ۶ سؤال دموگرافیک و۴۶ سؤال تخصصی بوده که براساس روایی محتوا و پایایی آلفای کرونباخ تأیید شد. برای پاسخگویی پرسشنامه از طیف پنجتایی لیکرت استفاده شد. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS۲۱ و تستهای آماری تی تک نمونهای، تحلیل واریانس و آزمون فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: مهمترین عوامل از دیدگاه پزشکان و داروسازان به ترتیب شامل نظارت بر عملکرد پزشکان و داروسازان، تعامل بین پزشکان و داروسازان، کاهش هزینههای غیرضروری حوزه درمان، مشارکت پزشکان و داروسازان در برنامهریزیهای بهداشتی، ارتقاء سطح کیفی ارایه خدمات دارویی و ارتقاء فرهنگ مصرف منطقی دارو بود. میانگین عوامل دیدگاه پزشکان در تجویز و مصرف غیرمنطقی دارو (۱۳۹/۰ ±۷۵/۳) و داروسازان (۱۵۵/۰ ±۶۹/۳) بود که اختلاف آماری معناداری نبود (۳۵/۰=P).
نتیجهگیری: نظارت بر عملکرد داروسازان و پزشکان و نیز بهبود عملکرد آنها از طریق تعامل بین گروهی باید مورد توجه قرار گیرد.
گلواژگان: تجویز غیرمنطقی دارو، پزشک، داروساز
شیرین جلالینیا، امیر کسائیان، نیلوفر پیکری، میترا مدیریان، صدف قاجاریهسپانلو، انوشه قاسمیان، علیرضا احمدوند، نازیلا رضایی، کامبیز عباچیزاده، علیرضا مغیثی، علیرضا مهدویهزاوه، محبوبه درمان، احمد کوشا، باقر لاریجانی، فرشاد فرزادفر،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
مقدمه: نظر به اهمیت دستیابی به اطلاعات معتبر، اجرای دقیق پیمایش ملی عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر در کشور یکی از مهمترین ابزار کاربردیی محسوب میشود که خود نیازمند ارزیابی و ارتقا میباشد. مقاله حاضر در صدد آن است که با بهرهگیری از توان مشارکتی ذینفعان مرتبط و با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف و چالشهای تبیین شده، راهکارهایی را برای ارتقای پروتکلهای اجرایی و علمی مطالعه ارایه نماید.
روش کار: با هدف بررسی و تحلیل نتایج و نیز روش اجرای پیمایش ملی عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر طی شش دوره برگزاری آن، مستندات مربوط در کنار یافتههای مربوط به مطالعه کیفی نظرات آگاهان کلیدی در مورد نحوه اجرای مطالعه، مورد تحلیل قرار گرفت و نتایج در قالب نقاط قوت و ضعف و چالشها و راهکارهای پیشنهادی ارایه شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان میدهد، در سالهای ۸۸-۸۳ و ۹۰ سؤالات یکسان دارای کدهای متفاوتی، هم در پرسشنامه و هم در فایل دادهها، بودهاند و طی ۶ سال، بیش از ۲۴۰ گزینه متمایز در سؤالات به کار رفته است. نهایتاً، یافتهها متناظر با نقاط قوت و چالشها و راهکارهای پیشنهادی در ذیل دو محور اصلی محتوا و اجرا، با درنظر گرفتن زیر مجموعههای؛ سؤالات، تن سنجی، اندازهگیریهای بیولوژیک، گروههای هدف و نمونهگیری ارایه شد.
نتیجهگیری: تدوین و استانداردسازی پروتکلهای اجرایی و علمی برای گامهای سهگانه مطالعه، در کنار تمهید سیاستهایی چون امنیت اطلاعات و دسترسی مناسب به دادهها از مهمترین مواردی است که جهت ارتقای اجرای این پیمایش پیشنهاد میگردد.
گلواژگان: پیمایش ملی عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر، استپس، چالش
جلال رضایی نور، زهرا حاجی حسینی، شهرزاد مرتضوی،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: عدم توازن در پراکندگی نیروی انسانی در بخش بهداشت و درمان، قابلیتهای متفاوتی را برای استانها بههمراه داشته و ازآنجاکه آگاهی از توانمندی استانها یکی از بنیانهای اطلاعاتی لازم جهت برنامهریزی صحیح کشوری است، رتبهبندی استانها ازنظر توسعهیافتگی دارای اهمیت است.
روشکار: پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی-کاربردی از نوع مقطعی است که در سال ۱۳۹۴ بهانجام رسیده و جامعهی آماری آن را ۳۰ استان تشکیل دادند. در پژوهش حاضر، سطح برخورداری استانها از خدمات درمانی بررسی شده و پس از وزندهی ۱۱ شاخص با استفاده از روش آنتروپی شانون، استانها با استفاده از روشهای ماکسیمین، ویکور و واسپاس رتبهبندی شدند. سپس، رتبهبندی کلی با استفاده از روش میانگین رتبه، بوردا و کوپلند انجام شد و بهکمک روش تاکسونومی عددی، میزان توسعهیافتگی استانها موردبررسی قرارگرفت. اطلاعات استانها و شاخصها از سالنامهی آماری کشور استخراج گردید و تمامی محاسبات با استفاده از نرمافزار متلب و اکسل انجام شد.
یافتهها: طبق نتایج بهدستآمده، تهران، خراسانرضوی و فارس به ترتیب سه رتبهی برتر و قم، خراسانشمالی و ایلام سه رتبه آخر را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: علاوهبر تفاوت استانها در برخورداری از امکانات درمانی، تعداد استانهای توسعهنیافته قابلتوجه بوده، لازم است مسئولین در برنامهریزی و تخصیص بودجه، استانهای توسعهنیافته را در اولویت قرار دهند.
فائزه فرحیار، جمیل سهرابی، قباد مرادی، فاطمه صالحی صاحب، علی سالم، سالار رضایی، آرزو یاری،
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: شاخص بیدندانی از جمله نشانگرهای سلامت دهان و دندان و دسترسی به خدمات دندانپزشکی در جوامع است. بررسی و تعیین شاخص بیدندانی در جوامع میتواند نقش مهمی در تعیین وضعیت دهان و دندان جامعه داشته باشد.
روش کار: در مطالعهی توصیفی-تحلیلی حاضر، وضعیت بیدندانی ۶۰۰ فرد بالای ۳۵ سال ساکن کردستان با استفاده از پرسشنامهی «وضعیت سلامت دهان و دندان برای بزرگسالان» مورد مطالعه قرار گرفت. روش نمونهگیری بهصورت در دسترس و متناسب با حجم جمعیت هر شهرستان بود. در مطالعهی حاضر، رابطهی بیدندانی با سن، جنس، شغل، سطح سواد، وضعیت پوشش خدمات بیمه، مکان و بعد خانوار مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در میان گروههای مختلف بررسیشده در مطالعهی حاضر، فراوانی بیدندانی در زنان، ساکنان شهر، گروه سنی ۴۴-۳۵ سال، خانوارهای ۴ و ۵ نفره و افراد بیمهشده بیشتر بود. همچنین، در میان گروههای تحصیلی و شغلی بررسیشده، افراد دارای تحصیلات بالاتر، تعداد دندانهای از دست رفتهی کمتر و زنان خانهدار، تعداد دندانهای از دست رفتهی بیشتری داشتند.
نتیجهگیری: در راستای بهبود وضعیت سلامت دهان و دندان و پیشگیری از بیدندانی و مشکلات ناشی از آن در جوامع، بهبود دسترسی و ارائهی مراقبتهای بهداشت دهان و دندان و خدمات پیشگیری از بیدندانی به گروههای در معرض خطر و ارتقای سطح آگاهی جامعه ضروری است.
مهدی رضایی، سیده فاطمه میربازغ، محمدرضا کردباقری، شکوه ورعی،
دوره ۲۴، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۰ )
چکیده
تاریخ دریافت: ۱۳۹۹/۱۲/۱۷ تاریخ پذیرش: ۱۴۰۰/۰۳/۲۰
مقدمه: رضایت شغلی پرستاران یکی از عوامل موثر در ارتقای کیفیت مراقبت پرستاری است. هدف این مطالعه تعیین عوامل موثر بر رضایت شغلی پرستاران شاغل در بخشهای اورژانس بیمارستانهای دولتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش کار: این پژوهش، یک مطالعه مقطعی بود که در بخشهای اورژانس ۱۴ بیمارستان تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه اطلاعات فردی و پرسشنامه رضایتمندی شغلی هرزبرگ بود. نمونههای مورد پژوهش ۶۶۵ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای اورژانس بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. اطلاعات کسب شده با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی (میانگین و انحراف معیار و کای دو) و نرمافزار Version ۱۸ SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین (انحراف معیار) رضایتمندی شغلی پرستاران (۸۳۱/۳۶ ± ۵۸/۱۴۱) متوسط رو به پایین بود و در بین ابعاد رضایتمندی شغلی، بالاترین میزان رضایت به ترتیب در دو بعد، ارتباط با همکاران و بیماران (۳/۴۸درصد) و جایگاه شغلی (۷/۲۷درصد) و پایینترین میزان رضایت به ترتیب در دو بعد، حقوق و مزایا (۴/۶۲درصد) و وضعیت و شرایط کار (۳/۴۹درصد) بود.
نتیجهگیری: در تمامی سازمانها رضایت شغلی، عاملی مهم در ایجاد انگیزه، کارآیی و مسئولیتپذیری کارکنان شناسایی شده است. در بخش اورژانس شناسایی عوامل موثر بر رضایت شغلی پرستاران، میتواند راهکاری برای اعمال مداخلات موثر بهمظور ارتقای رضایت شغلی پرستاران، ارتقای کیفیت مراقبت پرستاری و کاهش ترک خدمت آنها باشد.
حمید مقدسی، اعظم السادات حسینی، ابوالفضل رضایی،
دوره ۲۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت فراوان اطلاعات پزشکی در بهبود کیفیت درمان، آموزش و تحقیق پزشکی در سطوح ملی و بینالمللی، بهکارگیری سیستم اطلاعات بیمارستانی مؤثر است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع ارزیابی است که در سال ۱۴۰۰ انجام شد. معیارهای اصلی سیستمهای اطلاعات بیمارستانی از مقـالات مختلف استخراج شد. سپس معتبرترین آنها بر اساس نظر ۱۵ خبره با استفاده از تکنیک دلفی مشخص شد و به عنوان معیار در یک فهرست وارسی قرار گرفت.
یافتهها: این مطالعه مهمترین ویژگیها و سرویسهای سیستمهای اطلاعات بیمارستانی را به عنوان معیار مشخص کرده و سیستمهای اطلاعات بیمارستانی موجود در دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی را با این معیارها مقایسه کرده است. نتایج حاصله حاکی از آن است که شرکتهای تولیدکننده HIS، با توجه به مقیاس ویژگیها، امتیاز ۱۲,۵ تا ۳۷.۵ درصد و با توجه به مقیاس سرویسها، امتیاز ۱۴,۰ تا ۲۳.۰ درصد را کسب کردهاند و امتیاز کل سیستمهای اطلاعات بیمارستانی این شرکتها باتوجه به مقیاس برآیند ویژگیها و سرویسها، ۱۲,۵ تا ۳۷.۵ درصد بود. بنابراین موارد مذکور نشان میدهد که امتیاز قابلقبول بودن سیستمهای اطلاعات بیمارستانی تحت مطالعه از سطح متوسط پایینتر بوده، به این معنا که فاقد ویژگیهای بایسته بودهاند.
نتیجهگیری: استانداردنامه وزارت بهداشت که بهعنوان سندی برای ایجاد HIS مورد استفاده قرار میگیرد، دارای اشکال بوده و مطابق با معیارها نیست.
علی احمدی، سمیه جوادی، زهرا خرمی، زهره شیرانی، اصغر نوروززاده، محمدرسول اسدی، پوران خلفیان، بهمن بنایی، راهله علیرضایی، شهریار روحی، عنایت الله کلیج، قربانعلی حیدری، فرشاد عسگریان، هوشنگ ناصری، مهدی رحمتی، اسماعیل فتاح پور، مسلم محسنی ناغانی، علی ضامن صالحی فرد،
دوره ۲۵، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: رویکرد دسترسی به مراقبتهای اولیه بهداشتی، پوشش همگانی سلامت را تضمین میکند. با توجه به اهمیت این رویکرد و برای جبران اثرات پاندمی کووید-۱۹، مجموعه اقداماتی در استان چهارمحال و بختیاری برای افزایش بهرهمندی و پوشش همگانی سلامت انجام شد.
روش کار: این مطالعه گزارشی از نظام سلامت استان چهارمحال و بختیاری در حوزه بهداشت از بهمن ۱۴۰۰ تا بهمن ۱۴۰۲ است. در این دوره، با برنامهریزی عملیاتی، طراحی اطلس بهداشت، ایجاد سیستم یکپارچه پذیرش بر پایه وب به نام سامانه "رهاورد" و تجمیع صندوقها، ارجاع الکترونیک و لینک به سامانههای سطح یک و دو، مداخلاتی طراحی و اجرا شد. ۱۷۰ شاخص در اطلس بهداشت محاسبه و در ماتریسی برای واحدهای ارائه خدمت رتبهبندی و مصورسازی شدند.
یافتهها: افزایش سالیانه ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی، خدمات پزشکی، دندانپزشکی و آزمایشگاهی بیش از ۳۵ درصد در مقایسه با قبل، افزایش شبکههای بهداشت و درمان از ۹ به ۱۲، راهاندازی ۲ مرکز خدمات جامع سلامت شبانهروزی، پیادهسازی نظام ارجاع و نسخهنویسی الکترونیک با بالاترین درصد پوشش در کشور به نسبت جمعیت و کمترین خطا، افزایش ۱ درصدی موالید در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال قبل، افزایش معنیدار درصد قندخون و فشارخون مطلوب و کنترلشده، و افزایش خطرسنجی قلبی-عروقی و مراقبتها به بالای ۹۵ درصد از مهمترین یافتهها بودند.
نتیجهگیری: اطلس بهداشت، برای تعیین دقیق وضعیت موجود، طراحی مداخلات، اندازهگیری پیشرفت شاخصها و در جهت دستیابی به عدالت در سلامت و بهرهمندی از خدمات در راستای پوشش همگانی سلامت، کمککننده است.